علاء الدوله سمنانى

34

خمخانه وحدت ( فارسى )

هست جايى خوش ، چون خلد برين * جان حساد سيه كرد و حزين حق به من داد ، من از راه نياز * وقف كردم و به دو دادم باز و حتى يك‌بار او شيخ خود را در غزلى كه به اشتياق ديدارش ساخته بطور تعريض بدانجا دعوت كرده است : هر نسيمى كه به من نفخهء بغداد آرد * از دم عيسوى اى جان دل من ياد آرد تا آنجا كه : بر دل و جان تو ابواب فرح بگشايد * ناگهان محمل خود سوى خداداد آرد وفات شيخ علاء الدوله سمنانى را در برج احرار صوفىآباد به تاريخ روز پنجشنبه ( شب جمعه ) بيست و دوم ماه رجب سال 736 هجرى نوشته و ثبت كرده‌اند . دولتشاه عمر او را در اين تاريخ به عدد كامل هفتاد و هفت سال و دو ماه و چهار روز نوشته است و جسد او را در حظيره عماد الدين عبد الوهاب كه يكى از بزرگان سخاوتمند و نامى ولايت كومش بوده و شيخ علاء الدوله به وى ارادت مىورزيده است « 1 » دفن كردند . جمله « جاى او بادا بهشت 736 » ماده تاريخ وفات و كلمهء « عابد 77 » مدت عمر وى مىباشد .

--> ( 1 ) - تأييد اين نوشته اشعار زير است كه شيخ علاء الدوله براى عماد الدين عبد الوهاب سروده است : قطب مدار دنيا و ركن و عماد دين * باد استوار ثابت تا هست اين جهان اى مايهء فتوت واى سايهء خدا * گويد « علاء الدوله » دعايت ز صدق جان خواهد مزيد عمر ترا دائم از خدا * تا در پناه لطف تو باشند انس و جان